Thursday, July 9, 2009

پناهنده

امروز (روزهای اول خرداد بود)؛
خیلی بد بود
غمگینم بد جور. بدجور غمگین بودم و
زود رفتم خانه با کوله بار افسردگیِ خیلی زیاد
احساس غریبی داشتم؛ مثل کسی که بعد عمری بر می گردد محل بچگی
خیلی ماه بود پیش از خورشید خانه نرفته بودم
بچه هایی توی کوچه مان بازی می کردند که تا به حال ندیده بودمشان
بگذریم از این چرندیات
اصلاً جداً بگذریم از ادبیات و این کس شرها
من
در را باز کردم
دیدم مردی توی خانه مان نشسته
پیریِ کسی که بچگی ها دوست پدرم بود و چند سال یک بار هم نمی دیدیمش
همان که تو دهه پنجاه وقتی بابام “ماواشی” بوده، او هم “خطرناک” بوده
حالا امروز برای اولین بار خطرناک بود دیدنش برای من
پیر داغون نبود اصلاً. شاید حتی بهتر از پدرم
زنش هم بود
و وحشت زده، دیدم که ای وای بوی پسربچه دوم دبستانی ای هم می آید
صدای زنگوله…؛
دهنی از من سرویس شده که
من مادری ازم…که
گفت: منو می شناسی میشل؟ گفتم اختیار دارید
نگفتم اختیار داری با این پیراهن همه چروک، با این شلوار بی ربط، سیگار ارزان، یادآوری همه سالهای انینه ی گذشته که تو را توشان دیده ام، نگفتم اختیار داری با این جورابهای کهنه، دندان لق، موی ریخته، گذشته و حال و آینده قشنگی که قصد جانم را کرده
لبخند زدم؛ اما داشتم می مردم و تازه هنوز چیزی نگفته بود که گزک بدختی را بدهد دستم
و... شروع کرد و زنش هم بود
و تازه دوستشان هم داشتم
می گفت
تو تهرانپارس که خونه پدریو دادیم اجاره
مستاجره ته ریش داشت ماموری چیزی بود
توالت فرنگیو کند برد گذاشت پشت بوم
گفت دوست نداشتم
می گفت
نئشه کرده بودم زیر سایه درخت تو آمستردام، دیدم یه گله کفتر اومد بالا سرم چرخ
دیدم چاهی نیستن. دیدم جلبن
کارتمو که- واسه ده اویرو تو هفته- زدم
دُیدم خیابون به خیابون دنبال کفترا…؛
طرف کفترباز بود

می گفت
تو المان تف کردن بهمون خانمم دُید در رفتن
می گفت
حسین که بادی گارد دیسکو شده بوده به دادشش گفته تو اینکارو نکن
نگفت پسری هم سن من که الان هم باید داشته باشدش چرا نیست
زنه چرا نیست
نگفت حالا که پول ندارد اما زن و بچه
نگفت چه طعمی دارد افسردگی توی پنجاه و پنج سالگی
نگفت چرا آمده که کونم را پاره کند
درسی داد بهم که نگو. یادم آورد که همیشه فرصت برای بدتر شدن هست
برای غمگین تر شدن
برای ناامیدتر شدن
خلاصه جرم داد. همه ش گریه م الان
میشل جون
تو هلند، کفتربازی عیب نیس که هیچ، هر شهری یه کتاب داره که توش اسم و آدرس همه کفتربازای شهر هس…؛

No comments:

Post a Comment